آرالآرال، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 29 روز سن داره

آرال خان

دلنوشته های یک مادر برای پسر کوچولوش ( آنا دویغوسی )

دردسرهای دندون در آوردن آرال

ا ین روزا آرال کوچولوی ما داره روزای سختی رو میگذرونه کارش شده گریه ، بی خوابیهای شبانه وقتی هم که می خوابه با گریه از خواب پا میشه بد عنق شده   اصلا حوصله بازی نداره هر کی زنگ میزنه حوصله نداره به حرفاش گوش بده کار من شده فقط مراقبت از آرال خان هیچ کاری نمی ذاره انجام بدم تازه 2 روز پیش بردیم پیش دکترش آقای دکتر گفت که  گلوش یک کم چرک داره   حالا  وقتی می خواهیم شربتشو بدیم گریه می کنه . آرال جونم کاش دندونت زودتر در بیاد تا بیشتر از این اذیت نشی آخه مامانی تحمل درد تو رو نداره. ...
10 دی 1390

چیلله گئجه سی ( شب یلدا )

قیش گئجه سی طو له لری اوتاقی کتلیلرین اوتوراقی ، یاتاقی یوخاریدا یانار اوتون یاناقی شبچره سی ، گیردکانی ایده سی کنده باسار گولوب دانیشماق سسی دیشب اولین شب یلدای آرال بود ما به خاطر همین مهمون دعوت کرده بودیم چون پدر و مادرمون و فامیلامون تهران نیستند دوستامون دعوت بودن  خاله مینا اینا ، خاله تینا با دخترش آیلین و فامیلای اونا که از شیراز اومده بودند و از مهمونامون بودند به خاطر همین بابایی  تمام وسایل شب یلدا رو یک روز قبل گرفته بود منم طبق رسم شهرمون  که تو شب چلله کاستر محلی درست می کنند کاستر درست کرده بودم  دیشب به ما وتو خیلی خوش گذشت کلی با عمو علی رضا  و خاله مینا بازی کردی  ...
1 دی 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آرال خان می باشد